خیلی خوشحالم که دو تا دختر دارم (یا به تعبیری خواهم داشت). به خاطر چیزهای کوچکی که آدم را یاد تابستان، یاد کودکی، یاد رنگهای شاد می‌اندازند.

به خاطر 40 تا انگشت کوچک که همه‌شان را می‌شود رنگ وارنگ لاک زد.

به خاطر دو دست لباس ست در دو سایز مختلف که تن‌شان کنی و بچرخند دور و برت.

به خاطر ساحل دریا با دو تا مایوی گل‌گلی و عینک‌آفتابی‌هایی با قاب صورتی.

به خاطر دامن‌های چین‌چینی که وقتی دو تایی می‌چرخند، دور پاهایشان باز می‌شود.

به خاطر خاله‌بازی و چایی گذاشتن جلوی عروسک‌ها.

حتی به خاطر جیغ‌ها و گریه‌ها و مو کشیدن‌ها.

...

من عاااااااااشق این روزهای تابستانی در راهم.